محمد مفيد مستوفى بافقى
18
جامع مفيدى ( فارسى )
در حبس صورتيم و چنين شاد و خرميم * بنگر كه در سراچهء معنى چها كنيم رندان لا ابالى و مستان سر خوشيم * هشيار را بمجلس خود كى رها كنيم موج محيط و گوهر درياى عزتيم * ما ميل دل به آب و گل آخر چرا كنيم در ديده [ روى ] ساقى و در دست جام مى * بارى بگو كه گوش بعاقل چرا كنيم ما را نفس چو از دم عشق است لاجرم * بيگانه را بيك نفسى آشنا كنيم از خود برآ و در صف اصحاب ما خرام * [ 14 ب ] تا سيدانه روى دلت با خدا كنيم و از آنمنزل روانه شده متوجه مصر شدند . نقل است كه آن در درياى كرامت چون بمصر رسيد در مغارهاى كه اكنون به « مغارهء نعمت اللّه » مشهور است نزول نمود . و در آن مغاره مجذوبى بابا حاجى على نام ساكن بود و هميشه در پيش او آتش ميسوخت و از او حالات غريبه بسيار سر ميزد و خلايق مصر اعتقاد عظيم به او داشتند . آن حضرت بعد از آنكه آن درويش را دريافت از خود غايب گرديده متوجه حال او شد . چون از آن توجه بازآمد آن مجذوب را در روى افتاده و آتش او را خاكستر گرديده يافت . پس از زمانى مجذوب به هوش آمده مريد راه ارادت آن حضرت گرديد . و از آن مغاره بيرون رفته در منزل ديگر مجاور گرديد و در آن ايام بعرض آن سر خيل خاص و عام رسيد كه يكى از درويشان در اين مغاره بچهل مغز بادام اربعينى برآورده . آن حضرت پرسيد كه اربعين مردانه برآورده يا زنانه ؟ حضار مجلس گفتند كه اربعين زنانه كدام است و اربعين مردانه كدام ؟ [ 15 الف ] آن حضرت فرمود كه اربعين زنانه آن است كه به چند مغز بادام يا بجزوى قوت لا يموت بسر رسانيده باشند ، و اربعين مردانه آن است كه چهل روز هرروزه روزه دارند و هرشب وقت افطار يك گوسفند مع مصالح اكل نمايند ، و در وضويى كه در اول روز اربعين ساخته باشند به همان وضو تا روز چهلم اربعين اداى نماز فرض و سنت از ايشان فوت نشود . حضار در تعجب افتاده گفتند كه كسى باشد كه اين نوع اربعين باتمام رساند ؟ آن حضرت فى الحال از مجلس